به عنوان یک فرد خارجی، شما به هیچ وجه نمیتوانید درک کنید که چرا مردی که همسرش او را ترک کرده بود، آنقدرها هم بد نبود. او مردی توانمند، شریف، مهربان، با همه صمیمی و با همکارانش دلسوز بود. پس چرا همسرش او را ترک کرد؟
زنانی که در این شرایط تصمیم به ترک شوهرانشان میگیرند، اغلب با مخالفت شدید خانواده و دوستانشان مواجه میشوند. دلیلش این است که شوهر از نظر همه، حتی یک مرد رویایی، مرد خوبی به نظر میرسد. با این حال شما «جرأت» میکنید که او را ترک کنید. بعد از اینکه او را ترک کنید، چه اتفاقی برای فرزندانتان خواهد افتاد؟ آیا کسی میخواهد با یک زن میانسال با چندین فرزند ازدواج کند؟ آیا بعد از ترک او، فرد بهتری پیدا خواهید کرد؟ شاید فقط باید تحمل کنید و زندگی در نهایت میگذرد، بنابراین شما هنوز هم میتوانید نقش یک خانواده شاد را در نظر دیگران بازی کنید و فرزندانتان همچنان یک خانواده کامل داشته باشند.
کسانی که این را به شما میگویند، متوجه نیستند که در زیر هالهای از یک مرد موفق، مهربان و دلسوز، که همیشه آماده کمک به دوستان و همکارانش است، مردی نهفته است که نسبت به رابطهاش با همسرش کور است. او به طور انتخابی نسبت به نیازهای عاطفی همسرش کور است. او به همه به جز همسرش اهمیت میدهد. چون همسرش همسرش است، دیگر نیازی به اهمیت دادن یا تلاش برای راضی کردن او ندارد. او هنوز هم وقتی همسرش به او نیاز دارد به او کمک میکند، حتی او را دوست دارد، اما به طور انتخابی نسبت به عمیقترین نیازهای عاطفی او کور است. او شکایات همسرش در مورد نحوه برخورد والدینش را نادیده میگیرد، یا به سادگی میگوید: "اوه، فقط فراموشش کن، مسئله کوچکی است!" او مشکلات همسرش را مهم نمیداند. در مقابل درخواستهای کمک او سکوت میکند، یا فقط با بیمیلی این کار را انجام میدهد. او از همسرش خواست که روی خانواده و فرزندان تمرکز کند، هیچ برنامهای نداشته باشد و گفت که الان زمان خودسازی نیست. به عبارت دیگر، او میخواست که او فقط یک همسر راضی باشد، نه یک مزاحم، که از فرزندان مراقبت کند تا او نگران چیزی نباشد. رویاهای سوزانش، حرفهاش، و عزت نفسش هیچ اهمیتی نداشتند.
من شوهرانی را دیدهام که به دوستانشان شکایت میکنند: «کجاست آن زن مهربان و فهمیده گذشته؟ کجا رفته آن دختر باهوش و شوخطبع؟» آن زن جوان و زیبا به زنی شلخته، غرغرو، زودرنج و ناراضی تبدیل شده است - و او نمیفهمد چرا. او خسته است و میخواهد از او دوری کند. زن باهوش گذشته به زنی احمق و کوتهبین تبدیل شده است که دیدگاهش محدود به پوشک و شیر خشک بچه است.
او کاملاً از درک این موضوع عاجز بود که او هنوز همان زن است، حتی در قالب مادر سه فرزند، هنوز قلب پرشور جوانیاش را دارد - مشتاق عشق، اما حالا بیحس و کرخت از خرد شدن. او به معنای کتک خوردن یا مورد آزار و اذیت کلامی قرار گرفتن، خرد نشده بود. اما او خرد شده بود زیرا برای شوهرش نامرئی شده بود. او خرد شده بود زیرا میخواست ارتباط برقرار کند، اما او در سکوت رویش را برگرداند. او خرد شده بود زیرا در حالی که او به او بسیار نیاز داشت، او مشغول کمک به دیگران بود، سپس به ناحق او را به عصبانیت از خود متهم میکرد. او تحریکپذیر بود زیرا ناراضی بود. او ژولیده بود زیرا صرفاً زنده ماندن هر روز یک مبارزه بود؛ او از کجا انرژی لازم برای اهمیت دادن به ظاهرش را پیدا میکرد؟ کسانی که با آبجوهایشان دور هم نشسته بودند و برای همسر ژولیده و رنجیده سوگواری میکردند، متوجه نبودند که وضعیت او تقصیر اوست. نکته آزاردهنده این بود که او نمیفهمید چرا همسرش ناراضی است، زیرا او نسبت به فریادهای کمک او کور و کر بود. او نیاز همسرش به ارتباط عاطفی را نادیده گرفت و وقتی دیگر او را دوست نداشت، کاملاً متعجب شد. او متوجه نبود که قطع عشق به او، مکانیسم دفاعی او در برابر رنجش است، زیرا تنها زمانی که عشق از بین رفته باشد، دیگر اهمیتی نمیدهد که آن شخص نسبت به او بیتفاوت باشد.
یک فرد عادی، اگر تصادفاً به یک دوست یا همکارش آسیب برساند، احساس گناه میکند. کسی که بدون اینکه متوجه شود به همسرش آسیب میرساند، فقط میتواند با گفتن اینکه آن را ندیده توضیح دهد؛ او «کور» است. دلیل اینکه آنها به طور انتخابی نسبت به همسرشان کور هستند این است که برای آنها، اهمیت او در مقایسه با یک همکار معمولی رنگ میبازد. اگر به رابطهشان با یک همکار آسیب بزنند، آن رابطه را از دست میدهند. اما آسیب رساندن به همسرشان هیچ هزینهای برای آنها ندارد - او در حال حاضر همسر آنهاست، آنها با هم فرزند دارند، او نمیتواند آنها را ترک کند. بنابراین، آنها نمیتوانند پیشنهاد کمک یک همکار را نادیده بگیرند، اما میتوانند به راحتی همسرشان را نادیده بگیرند.
مردی که کاملاً از ترک همسرش غافلگیر شده، کسی است که همسرش حتی نمیتواند ناراحتیاش را به او ابراز کند. او غم و ناامیدی عمیق خود را با رفتاری آرام پنهان میکند. قلب زخمیاش را از نزدیکانش پنهان میکند، چون میداند که هیچ چیز قابل نجات نیست. او بیسروصدا برای زندگیاش، زندگیاش پس از جدایی، برنامهریزی میکند، زیرا تنها زمانی که نور انتهای تونل را ببیند، شجاعت ادامه زندگی را خواهد داشت.
آن شوهر «کور» لزوماً از نظر دیگران آدم بدی نیست. اما این نوع شوهر برای زنان حتی مخربتر است، دقیقاً به این دلیل که ذاتاً بد نیست، اما فقط برای همسرش انتخاب وحشتناکی میکند. مردی مهربان و فهمیده که با همه به جز همسرش وقت میگذراند - آیا این نوع مرد را کاملاً رایج میدانید؟
منبع: https://baophapluat.vn/nguoi-chong-mu-post542394.html







