Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

یه عشق زیبا

قبل از اینکه نگرانی‌ها و اضطراب‌های بعد از عروسی کوچکترین عمویم فروکش کند، پدرم بیمار شد. در آن ماه‌ها، همه‌گیری کووید-۱۹ به شدت شیوع پیدا کرده بود و کنترل‌های بیمارستانی بسیار شدید بود. هر بار که پدرم را نزد پزشک می‌بردیم، با مشکل مواجه می‌شدیم. مراحل آزمایش پیچیده بود.

Bình PhướcBình Phước28/03/2025

یادم می‌آید، قبل از رفتن به هانوی ، پدر انواع و اقسام نصیحت‌ها را به مادر کرد و هر نیاز کوچکش را برطرف کرد. چون دیابت داشت، برایش یک کیسه برنج قهوه‌ای خرید. به مادر گفت منتظر بماند تا به خانه بیاید تا بتوانند با هم به همه کارهای خانه رسیدگی کنند.

شب قبل از عمل جراحی، پدر هنوز می‌خندید و با خوشحالی با همه در اتاق بیمارستان گپ می‌زد، به طرز غیرمعمولی خوش‌بین بود. صبح روز بعد، قبل از طلوع آفتاب، قرار بود عمل جراحی شود. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد؛ او حتی وقت نکرد چیزی به من بگوید، قبل از اینکه هر دو با عجله لباس‌هایمان را بپوشیم و با دکتر برویم. آن آخرین باری بود که شنیدم او واضح صحبت می‌کند.

بعد از روزهای طولانی بستری بودن در بیمارستان، پدرم بالاخره به خانه آمد. اما او بستری بود و نمی‌توانست صحبت کند. حتی یک چرخش ساده هم او را خسته می‌کرد. مادرم شب و روز با دقت از او مراقبت می‌کرد. هنوز هم کلمات آن روزش را به وضوح به یاد دارم: «فقط بابا را به خانه بیاور، من می‌توانم از او مراقبت کنم، مهم نیست چقدر سخت باشد.» مادرم به ندرت احساساتش را ابراز می‌کرد، اما بعد از آن کلمات، فهمیدم که عشق و فداکاری او برای پدرم بی‌نظیر است. او تمام عمرش را برای شوهر و فرزندانش زحمت کشید، سختی‌ها و تلخی‌های بی‌شماری را تحمل کرد، همه اینها در قلبش سرکوب شده بود. ناگهان فکر کردم، آیا این فداکاری «رسم» شریف زنان ویتنامی نیست؟

در آن روزها، در حالی که عشق خانواده‌ام مرا احاطه کرده بود، واقعاً قدر تمام خوبی‌های زندگی را می‌دانستم. مادرم در کنار پدرم دراز کشیده بود و در حالی که پدرم خواب بود، از او مراقبت می‌کرد، چهره‌اش از نگرانی و خستگی نمایان بود. با نگاه به آنها، قلبم سرشار از شفقت بی‌حد و حصر می‌شد. چند روز در زندگی واقعاً شاد و بی‌دغدغه است؟ اما من معتقدم که با عشق بی‌کران مادرم به پدرم، به من، به عروسش و به نوه‌هایش، او بر همه چیز غلبه خواهد کرد. زندگی برای دیگران - آیا این شریف‌ترین و زیباترین شیوه زندگی نیست؟

با فرا رسیدن شب، باد سرد، سرمای ماندگار فصل "نانگ بان" را با خود برد. فقط آرزو می‌کردم هوا تغییر نکند تا پدرم بتواند راحت بخوابد و مادرم مجبور نباشد اینقدر سخت کار کند. هر شب، فقط همین یک آرزوی کوچک را داشتم. هرگز آن شب را فراموش نمی‌کنم، وقتی پدرم دست من و برادر کوچکترم را گرفت و سعی کرد با صدای بسیار ضعیف به ما بگوید: "شما دو نفر باید از مادرتان مراقبت کنید." من این نصیحت را تا آخر عمرم با خود خواهم داشت. چند روز بعد، پدرم برای همیشه درگذشت. من معتقدم که عشق بین پدر و مادرم عشقی زیبا بود، عشقی از نگرانی و مراقبت از یکدیگر تا آخرین نفس. آیا زندگی کردن به این شکل، ارزش زیستن ندارد؟

زمان گذشت و درد به تدریج فروکش کرد و جای خود را به اشتیاقی سوزان و شدید داد. یک روز بعد از ظهر، برای انجام کاری بیرون رفتم و ناگهان باد پاییزی وزید و قلبم را به تپش انداخت. پاییز بدون اینکه متوجه شوم از راه رسیده بود. سپس باران سیل‌آسایی بارید. شب سرد شد. با نگاهی به زندگی، مانند چهار فصل است: بهار، تابستان، پاییز و زمستان. طولانی، اما کوتاه. فکر می‌کردم برای همیشه در رنج غوطه‌ور خواهم بود، اما سپس درد به تدریج کاهش یافت و شادی به آرامی بازگشت. از کودکی تا بزرگسالی، در هر قدم از سفر زندگی‌ام، پدرم همیشه در قلب من بوده است.

چند روز پیش، دختر کوچکم از مادرم پرسید: «مادربزرگ، پدربزرگ رفته، آیا هنوز می‌تواند من را ببیند؟» مادرم به آرامی لبخند زد و گفت: «معلوم است که می‌تواند! او همیشه مراقب توست. دختر خوبی باش تا او را خوشحال کنی!»

سلام بینندگان عزیز! فصل چهارم با موضوع «پدر» رسماً در تاریخ ۲۷ دسامبر ۲۰۲۴ در چهار پلتفرم رسانه‌ای و زیرساخت‌های دیجیتال رادیو و تلویزیون و روزنامه بین فوک (BPTV) آغاز می‌شود و نوید می‌دهد که ارزش‌های شگفت‌انگیز عشق مقدس و زیبای پدرانه را به عموم مردم ارائه دهد.
لطفا داستان‌های تأثیرگذار خود درباره پدران را با نوشتن مقاله، تأملات شخصی، شعر، انشا، کلیپ‌های ویدیویی ، آهنگ (همراه با ضبط صدا) و غیره، از طریق ایمیل [email protected]، دبیرخانه تحریریه، ایستگاه رادیو و تلویزیون و روزنامه بین فوک، خیابان تران هونگ دائو ۲۲۸، بخش تان فو، شهر دونگ شوای، استان بین فوک، شماره تلفن: ۰۲۷۱.۳۸۷۰۴۰۳، برای BPTV ارسال کنید. مهلت ارسال آثار ۳۰ آگوست ۲۰۲۵ است.
مقالات با کیفیت بالا منتشر و به طور گسترده به اشتراک گذاشته می‌شوند و در ازای مشارکت آنها، مبلغی پرداخت می‌شود و پس از اتمام پروژه، جوایزی از جمله یک جایزه بزرگ و ده جایزه ممتاز اهدا خواهد شد.
بیایید با فصل چهارم «سلام عشق من» به نوشتن داستان پدرها ادامه دهیم تا داستان‌های مربوط به پدرها پخش شوند و قلب همه را لمس کنند!

منبع: https://baobinhphuoc.com.vn/news/258/170817/mot-tinh-yeu-dep-de

پربازدیدترین

Google Trends

میراث

بخش

تصدی

اخبار

فعالیت‌های سیاسی

مقاصد

Happy Vietnam
مجموعه عکس‌های توند

مجموعه عکس‌های توند

۲۳۴

۲۳۴

زیبایی یک سرباز

زیبایی یک سرباز