
بیماران از ساعت ۳ بامداد در بیمارستان انکولوژی شهر هوشی مین فرمها را پر میکنند و شماره صف دریافت میکنند - عکس: AN VI
حدود ساعت ۳ بامداد، در ردیف صندلیهای جلوی پیشخوان شماره صف، خانم موئی لوک (۵۹ ساله، اهل چائو تان، دونگ تاپ ) فرم اطلاعات خود را پر کرد و منتظر نشست. او که ۲۰ سال از گواتر رنج میبرد، تعریف کرد: «فرزندانم قبلاً چند بار با من آمدند، اما این بار به آنها گفتم که خودم میآیم. من شبها رانندگی میکنم، سبزیجات تحویل میدهم و بیماران را از دونگ تاپ برای معاینه به شهر منتقل میکنم.»
رفت و آمد برای معاینات پزشکی دو روز کامل طول کشید.
به گفته خانم موئی لوک، اگر معاینهاش را زود انجام میداد، میتوانست تا ظهر به زادگاهش برگردد. اگر سونوگرافی انجام میداد و منتظر نتایج دیرتر میماند، باید تا بعد از ظهر صبر میکرد.
اگر بعدازظهر وقت سونوگرافی داشت، برای سونوگرافی به یک کلینیک بیرون از بیمارستان میرفت و سپس نتایج را میآورد. با وجود برنامهریزی دقیق برای وقتش، مواقعی پیش میآمد که مجبور بود اتاقی در هتل اجاره کند تا در آنجا بخوابد و صبح روز بعد به سونوگرافی ادامه دهد.
وقتی مکالمه تمام شد، او به جای اینکه دنبال جایی برای دراز کشیدن بگردد، از ترس از دست دادن جای انتظارش، چشمانش را بست تا استراحت کند. او صبح چیزی نخورد زیرا بیمارستان قرار بود آزمایش خون انجام دهد و نگران بود که این آزمایش روی نتایج تأثیر بگذارد.
او صادقانه اعتراف کرد: «برای انجام آزمایش خون به طبقه سوم رفتم و وقتی به آنجا رسیدم تقریباً غش کردم. حدود ساعت ۱۰ صبح، دیگر نتوانستم تحمل کنم، بنابراین برای پیادهروی طولانی بیرون رفتم تا رستورانی پیدا کنم. بعد از غذا خوردن، با عجله به بیمارستان برگشتم تا منتظر نوبتم بمانم.»
خانم تران تی مای (۶۰ ساله، اهل کائو لان، دونگ تاپ) حدود ساعت ۳ بامداد، در حالی که یک دفترچه پزشکی ضخیم و زرد رنگ با تشخیص کمکاری تیروئید در دست داشت، گفت که پس از ویزیت بعدیاش در اینجا، به سرعت برای معاینه روده به بیمارستان بین دان خواهد رفت و ممکن است مجبور شود برای کولونوسکوپی روز بعد یک شب بماند. او گفت: «اگر برای معاینه وقت نداشته باشم، چند لباس خواب آوردهام. اگر بتوانم بیرون بخوابم، این کار را خواهم کرد.»
خانم مای ترجیح داد معاینه خود را در ساعات اداری به جای کلینیک خصوصی انجام دهد و حدود ۱۵۰ هزار دونگ پسانداز کند. او به طور محرمانه گفت: «در غیر این صورت، من آنقدر پول برای خرج کردن در خانه نداشتم. من بیسواد هستم، بنابراین هیچکس از من چیزی نمیپرسید.»
با این اوصاف، او یک کیسه پلاستیکی حاوی دو جعبه برنج هنوز گرم که شب قبل در خانه پخته شده بود، به همراه حدود دو قاشق ماهی خشک و برنج بستهبندی شده آماده کرد. دخترش ماهی یک میلیون دونگ به او میداد و او آنقدر صرفهجو بود که دیدنش دلخراش بود!
اگر نتوانم به موقع به پزشک برسم، چند لباس خواب با خودم میآورم. اگر بتوانم در فضای باز بخوابم، در فضای باز میخوابم.
خانم تران تی مای
«بیسروصدا»ها پرسه میزدند و نوید معاینات زودهنگام را میدادند.
به محض اینکه برای خرید یک بطری آب معدنی جلوی درب بیمارستان چو ری توقف کردیم، فروشنده با اشتیاق به ما گفت: «برای معاینه میروید؟ منتظر ماندن برای دریافت شماره تلفن خیلی طول میکشد. من یک نفر را سراغ دارم که میتواند یکی برای شما تهیه کند؛ فقط ۲۰۰ هزار دونگ هزینه دارد.»
سپس، مردی حدوداً پنجاه و چند ساله نزدیک شد، کارت ویزیتش را داد و خودش را توی معرفی کرد و پرسید برای مراجعه به پزشک به چه چیزهایی نیاز دارد. مرد گفت که او فقط باید کارت شناساییاش را برای عکس گرفتن ارائه دهد و میتواند ساعت شش صبح با او تماس بگیرد تا شماره نوبت کوتاهی بگیرد.
اگر میخواهید شماره فوراً وارد شود، ۳۰۰۰۰۰ دونگ است، «نیازی به انتظار نیست، شما اولین نفر خواهید بود.» کمی بعد، این شخص گفت که کارت شناسایی خود را بدهید تا بتوانید شماره بگیرید و آنها آن را به شما پس میدهند، نیازی به پرداخت فوری نیست.
وقتی پرسیدیم که آیا مطمئنیم که شماره را زود دریافت خواهیم کرد، گفت: «البته. شما شمارهای از ۱ تا ۱۰ میخواهید، درست است؟ ما آنها را داریم» و از ما خواست که کارتهای شناسایی خود را تحویل دهیم. «سریع آنها را بدهید، من به زودی میروم، دیگر اینجا نیستم که کمک کنم»، اما در واقع، نیم ساعت بعد، ما هنوز این شخص را دیدیم که موتورش را جلوی دروازه بیمارستان پارک کرده بود.

در مقابل بیمارستان انکولوژی شهر هوشی مین، فروشندگان برای تعداد کم نوبت و معاینات زودهنگام قیمت میدهند - عکس: YEN TRINH
دم در بیمارستان انکولوژی شهر هوشی مین، آخر شب بود، اما وقتی ما را دید، زن میانسالی که خودش را لان معرفی کرد، نزدیک شد. پرسید: «برای چه کاری اینجا هستید؟ بگذارید شما را بفرستم داخل، شماره فلان است. دقیقاً ساعت ۵:۱۵ به اتاق معاینه برده خواهید شد. اگر کسی را میفرستید داخل، لطفاً کارت شناسایی خود را همراه داشته باشید، نام کامل، سن و آدرس خود را در این برگه اطلاعات وارد کنید، سپس من به شما شمارهای میدهم تا برای قرار ملاقاتتان تعیین کنید.»
وقتی دید که «قربانی» هنوز مردد است، آن شخص نتیجه گرفت: «اگر میخواهی قبل از بقیه معاینه شوی، باید مدارکت را بفرستی. میتوانی صبح زود نتایج را بگیری. فقط بعد از معاینه به من پول میدهی؛ من سعی نمیکنم تو را فریب بدهم.» آن شخص اضافه کرد که در صورت تمایل، «صبح تو را برای سونوگرافی میبرند که هزینهاش جداگانه میشود.»
زن قیمت ۲۵۰،۰۰۰ دونگ را برای اعداد کوچکتر و ۳۵۰،۰۰۰ دونگ را برای اعداد کوچکتر اعلام کرد. بعد از مدتی، وقتی دید طرف مقابل پاسخی نداده است، مردی که لان را میشناخت، با چهرهای درهم رفته از ناامیدی به خاطر نبستن معامله، به او نزدیک شد.
در داخل بیمارستان، بلندگوها هشدارهایی پخش میکردند مبنی بر اینکه مردم برای راهنمایی به پیشخوانها مراجعه کنند و به حرفهای کسی که بیرون است گوش ندهند.
در بیمارستان بینه دان، برخی از بیمارانی که منتظر معاینه بودند، گزارش دادند که شاهد حضور فروشندگانی بودند که برای ارائه خدمات خود پرسه میزدند. به گفته یکی از بیماران، این فروشندگان قیمتی معادل ۳۰۰۰۰۰ دونگ ویتنامی را اعلام کردند.
نصف شب میرم دکتر.منبع: https://tuoitre.vn/bao-gio-do-canh-nua-dem-cho-kham-benh-20240809092400024.htm







